ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

34

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

بر زه كرده اندر دست راست گرفته و سه چوبه تير اندر چپ گرفته . بهرام الثالث : پسر بهرام بن بهرام هرمزد بودست ، و لقبش سكان شاه . و سكان نام سيستان است ، و دران تاريخ هر پادشاهى آن كس را كه وليعهد خواستى كرد از پسران بشاهى شهرى لقب دادندى ، چون بپادشاهى رسيدى شاهنشاه گفتندى ، پيراهن بهرام بهراميان [ 1 ] آسمانگون بودست ، با شلوار سرخ ، بر سرير نشسته . و بر شمشير تكيه زده ، و تاج او سبز ميان دو شرف زر اندر ساخته . نرسه [ 2 ] بن بهرام : ( 22 - آ ) نرسى [ 3 ] نيز گويند ، برادر اين بهرام بود ، نرسى [ 3 ] بن بهرام بن هرمزد ، پيراهنش وشى سرخ بود ، و شلوار وشى بر لون آسمان ، بر پاى استاده نگاشته است ، با تاج سرخ ، و بهر دو دست بر شمشير فرو چفسيده . هرمزد پسر نرسى بود ، در صورت ساسا [ نيا ] ن پيراهن سرخ وشى ، صورت كرده است ، با شلوار آسمان‌گون ، و تاج سبز بر سر نهاده ، و به هر دو دست تكيه بر شمشير زده . شاپور : پسر اين هرمزد بود ، و او را عرب ذو الاكتاف لقب كردند ، زيرا كه كتفها [ ى ] عرب سوراخ كرد و حلقهء آهنين در آن كشيد ، بعد از انك بىاندازه قتل كرد . و پارسيان او را شاپور هويه سنبا [ 4 ] خواندندى ، و هنوز در شك مادر بود كه پدرش بفرمود تاج بر شكم مادرش نهادند ، و او بمرد . پيراهن او مورّد بود وشى ، شلوار سرخ وشى ، بر تخت نشسته تبر زينى اندر دست ، و تاج بلون آسمان بزر منقّش برنگها اندر ميان دو شرفهء زر ، و صورت ماه بر سر نگاشته . اردشير : پسر هرمزد بن نرسى بود ، برادر شاپور پارسيان او را نكوكار خواندند ، و نرم نيز خواندند ، پيراهن او آسمان‌گون بود وشى بدينارها ، و شلوار سرخ ، بدست

--> [ ( 1 ) ] صحيح : بهرامان . [ ( 2 ) ] اصل : بوسه ، حمزه : نرسى ، اصل پهلوى : نرسهى . فردوسى : نرسى طبرى : نرسى . نرسه هم ديده شده [ ( 3 ) ] اصل : نوسى و بوسى . [ ( 4 ) ] هويه بمعنى كتف و شانه و سنبا صفت فاعلى از سنب يعنى شانه سوراخ كننده و هوبه باباى ابجد هم ديده شد ( برهان ) حمزه : هويه ( ص 26 )